Building a Business

همه نباید کارآفرین باشند. در اینجا دلیلی است که یک مربی خوب این را به شما می گوید

کارآفرینی اغلب پر زرق و برق است، اما نیاز به پاسخگویی بی امان دارد. همه برای موسس بودن مناسب نیستند و راهنمایی صادقانه به معنای تعیین استانداردها است.

1 min read Via www.entrepreneur.com

Mewayz Team

Editorial Team

Building a Business

افسانه کارآفرینی که هزینه شغلی افراد را به همراه دارد

هر سال، میلیون‌ها نفر شغل ثابت خود را ترک می‌کنند، حساب‌های پس‌انداز را تخلیه می‌کنند، و روابط را تحت فشار قرار می‌دهند و به دنبال نسخه‌ای از کارآفرینی هستند که در تصویر کوچک پادکست دیده‌اند. طبق آمار اداره آمار کار ایالات متحده، تقریباً 20٪ از مشاغل جدید در سال اول، 45٪ در طی پنج سال و 65٪ در یک دهه با شکست مواجه می شوند. با این حال، انجیل استارت‌آپ‌ها همچنان در حال گسترش است – که توسط حلقه‌های برجسته رسانه‌های اجتماعی و اسطوره‌شناسی سیلیکون ولی که خوداشتغالی را با خودشکوفایی ترکیب می‌کند، تقویت شده است. حقیقت ناراحت کننده ای که مربیان بزرگ سال ها در خلوت زمزمه می کنند این است: کارآفرینی یک فراخوان جهانی نیست و وانمود کردن در غیر این صورت الهام بخش نیست - این سهل انگاری است.

این یک برداشت بدبینانه از جاه طلبی نیست. این دفاع از راهنمایی صادقانه است. بهترین مربیان در تاریخ کسب و کار، تشویق کننده نبوده اند. آنها متخصص تشخیص بوده اند - افرادی که قبل از نوشتن چک های تشویقی سؤالات سخت می پرسند. و سخت ترین سوالی که می پرسند این نیست که "آیا ایده خوبی داری؟" این "آیا شما واقعا برای این ساخته شده اید؟"

است

آنچه که هیچ کس درباره شخصیت بنیانگذار به شما نمی گوید

تصویر عاشقانه کارآفرین - رویایی، نترس، دائماً کافئین‌دار - نمایه روان‌شناختی پیچیده‌تری را پنهان می‌کند. تحقیقات دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو نشان داد که کارآفرینان به طور قابل توجهی بیشتر از جمعیت عمومی دچار افسردگی، اضطراب و فرسودگی شغلی می شوند، به طوری که 49 درصد از بنیانگذاران در یک مطالعه حداقل یک وضعیت سلامت روان را گزارش کرده اند. همان ویژگی‌هایی که جاه‌طلبی کارآفرینی را تحریک می‌کنند - وسواس، تحمل ریسک، مخالفت - می‌توانند به یک اندازه به مسئولیت تبدیل شوند.

بنیان‌گذاران واقعی فقط عدم اطمینان را تحمل نمی‌کنند. آن را متابولیزه می کنند. آن‌ها هر روز با اطلاعات ناقص تصمیم می‌گیرند، اغلب در حالی که حقوق و دستمزد را مدیریت می‌کنند، سرمایه‌گذاران را راضی می‌کنند و مشتریان را از سرگردانی دور نگه می‌دارند. این مهارتی نیست که بتوانید از یک بوت کمپ آخر هفته یاد بگیرید. این تمایلی است که از طریق سالها تجربه، شکست و خودآگاهی شکل گرفته است. بسیاری از متخصصان با استعداد و باهوش به سادگی چنین تمایلی ندارند و مطلقاً هیچ ایرادی در آن وجود ندارد.

مشکل فرهنگی است که به آنها می گوید وجود دارد. وقتی جاه طلبی تنها ارزی است که در گفتگو در مورد مسیرهای شغلی ارزش گذاری می شود، ما افراد را برای شکست قابل پیشگیری آماده می کنیم. یک مربی خوب، اشتیاق شما را ارزیابی نمی کند. آنها معماری شما را ارزیابی می کنند - مبانی روانشناختی، مالی و موقعیتی که تعیین می کنند آیا شما احتمالاً چیزی ماندگار خواهید داشت یا خیر.

مربی واقعی واقعاً چگونه به نظر می رسد

وارن بافت غالباً مربی خود بنجامین گراهام را نه تشویق، بلکه با نظم و انضباط نسبت می دهد. بر اساس گزارش ها، گراهام ایده های اولیه سرمایه گذاری بافت را با پرسش های دقیق و نه تایید خودکار عقب نشینی کرد. این اصطکاک مولد - مربی که صرفاً از تأیید اعتبار خودداری می‌کند - در دنیایی که همه می‌خواهند یک «آدم تبلیغاتی» باشند به طور فزاینده‌ای نادر است. مربی واقعی تشویق کننده نیست. کالیبراسیون است.

"با ارزش ترین کاری که یک مربی می تواند انجام دهد این است که به شما نگوید که عالی هستید - دقیقاً به شما می گوید کجا نیستید. بازخورد صادقانه در لحظه مناسب می تواند یک دهه تلاش نادرست را نجات دهد."

یک مربی عالی تحمل شما را برای بی ثباتی مالی، ظرفیت شما برای تمرکز پایدار بدون ساختار نهادی، رابطه شما با شکست، و - به طور انتقادی - بررسی می کند که آیا مشکل خاصی که می خواهید حل کنید واقعاً به یک شرکت جدید نیاز دارد یا اینکه آیا به یک اپراتور با استعداد در یک شرکت موجود نیاز دارد. اینها گفتگوهای متفاوتی هستند و به هم آمیختن آنها نتایج متفاوتی را به همراه دارد.

مربیانی که از ابتدا کسب و کار ایجاد کرده‌اند، چیزی را می‌دانند که خارجی‌ها نمی‌دانند: واقعیت روزمره اداره یک شرکت ارتباط بسیار کمی با داستان تأسیس دارد. شما ممکن است یک مبتکر درخشان باشید اما یک اپراتور ضعیف. شما ممکن است یک مجری خارق العاده باشید اما یک رویاپرداز وحشتناک. دانستن اینکه کدام یک هستید - و صادق بودن در مورد آن - اساس هر تصمیم درست شغلی است.

جایگزین‌ها جوایز دلداری نیستند

یکی از مضرترین مفروضاتی که در فرهنگ استارت‌آپ وجود دارد این است که انتخاب نکردن یک شرکت نوعی تسلیم است. این نیست. اقتصاد تنها با بنیانگذاران اداره نمی شود. این برنامه بر روی مهندسان، اپراتورها، بازاریابان، استراتژیست‌ها و متخصصان فروش اجرا می‌شود که استعدادهای استثنایی را در سازمان‌هایی که از قبل وجود دارند به کار می‌گیرند - و به دلیل این انتخاب پیشرفت می‌کنند.

ظهور "Intrapreneur" را در نظر بگیرید - کارکنانی که نوآوری و جریان‌های درآمدی جدید را از درون شرکت‌های معتبر هدایت می‌کنند. یک مطالعه Deloitte در سال 2023 نشان داد که شرکت‌هایی که فرهنگ درون‌آفرینی قوی دارند، 20 درصد از همتایان خود در رشد درآمد بهتر عمل می‌کنند. اینها افرادی هستند که غرایز کارآفرینی دارند اما آنها را در ساختارهایی به کار می گیرند که منابع، زیرساخت ها و ثباتی را فراهم می کنند که برای آنها ارزش قائل هستند. آنها حل نمی شوند. آنها در حال بهینه سازی هستند.

همین منطق در مورد فریلنسرها، مشاوران و کارآفرینان انفرادی که بدون پیچیدگی سرمایه‌گذاران، تیم‌های بزرگ یا انتظارات رشد با پشتوانه سرمایه‌گذاری، کسب‌وکارهای ناب و سودآور را ایجاد می‌کنند، صدق می‌کند. لازم نیست هر کسب و کاری به 100 کارمند برسد تا به موفقیت برسد. مشاوری که سالانه 300000 دلار درآمد سالانه با استقلال کامل در طول زمان خود ایجاد می کند، چیز قابل توجهی ایجاد کرده است - و یک مربی خوب به آنها کمک می کند تا آن را ببینند، نه اینکه آنها را به سمت یک سکوی VC که به آن نیاز ندارند سوق دهد.

شکاف مسئولیت پذیری که اکثر بنیانگذاران را از بین می برد

اگر یک ویژگی وجود داشته باشد که کارآفرینان پایدار را از آنهایی که زود خسته می‌شوند یا شکست می‌خورند جدا می‌کند، آن مسئولیت‌پذیری رادیکال است - ظرفیت داشتن هر نتیجه‌ای بدون انحراف سرزنش به شرایط بازار، هم تیمی‌ها یا زمان‌بندی. این واقعاً سخت است. روانشناسی انسان به گونه ای طراحی شده است که شکست را در بیرون و موفقیت را در درون خود نسبت دهد. غلبه بر این سیم کشی، به طور مداوم، تحت فشار، در حالی که از نظر احساسی در نتیجه سرمایه گذاری می شود، ویژگی طبیعی اکثر مردم نیست.

💡 DID YOU KNOW?

Mewayz replaces 8+ business tools in one platform

CRM · Invoicing · HR · Projects · Booking · eCommerce · POS · Analytics. Free forever plan available.

Start Free →

ارزش آن را دارد که در مورد نحوه پاسخگویی در عمل به طور دقیق توضیح دهیم. این بدان معناست که به جای اینکه به یکی از اعضای تیم اجازه دهید پیامدها را جذب کند، پس از شکست محصول، خودتان با مشتری تماس بگیرید. این به این معنی است که صورت های مالی خود را حتی زمانی که اعداد زشت هستند بررسی کنید. این به معنای نشستن در ناراحتی یک محله بد بدون واگذاری مجدد مسئولیت است. مهمتر از همه، این به معنای به روز رسانی استراتژی خود بر اساس داده ها به جای دفاع از فرضیات اصلی است.

  • پاسخگویی به مشتریان: انجام تعهدات حتی زمانی که انجام آن ناخوشایند یا پرهزینه است.
  • پاسخگویی در قبال تیم: تنظیم حقوق و دستمزد، ارائه جهت و محافظت از افراد خود در برابر هرج و مرجی که ایجاد کرده اید.
  • مسئولیت پذیری در برابر داده ها: بر اساس آنچه که اعداد به شما می گویند، عمل کنید، نه آنچه را که امیدوار بودید بگویند.
  • مسئولیت پذیری نسبت به خود: دانستن اینکه چه زمانی مشکل شماست — و کاری در مورد آن انجام دهید.
  • مسئولیت در قبال ماموریت اصلی شما: تشخیص اینکه چه زمانی رشد از هدفی که همه چیز را آغاز کرده است دور شده است.

بنیان‌گذارانی که درازمدت موفق می‌شوند کسانی هستند که مسئولیت‌پذیری را در معماری کسب‌وکار خود ایجاد می‌کنند - از طریق ابزارهایی که استفاده می‌کنند، افرادی که استخدام می‌کنند و سیستم‌هایی که پیاده‌سازی می‌کنند. پلتفرم هایی مانند Mewayz در اینجا با دادن یک سیستم عامل یکپارچه به صاحبان مشاغل که شامل CRM، صورتحساب، منابع انسانی، حقوق و دستمزد و تجزیه و تحلیل است، کمک می کند، بنابراین مسئولیت پذیری به جای اینکه به تلاش قهرمانانه فردی وابسته باشد، در فرآیند تعبیه شده است. وقتی همه اعضای تیم، معاملات و معیارهای عملکرد در یک مکان زندگی می کنند، نقاط کور به طور چشمگیری کاهش می یابد.

وقتی زمان و شرایط بیش از میل مهم است

حتی در میان افرادی که مشخصات روانشناختی مناسبی برای کارآفرینی دارند، زمان‌بندی می‌تواند همه چیز باشد. مطالعه‌ای در سال 2019 توسط دانشکده مدیریت اسلون MIT نشان داد که میانگین سنی یک مؤسس موفق استارت‌آپ در زمان تأسیس 45 سال بوده است نه 25 سال. این به طور مستقیم با اسطوره‌شناسی فناوری که به جوانان برتر از تجربه پاداش می‌دهد، در تضاد است. دلیل این شکاف ساده است: تأسیس موفقیت آمیز به تخصص حوزه، شبکه های حرفه ای، ذخایر مالی و بلوغ عاطفی نیاز دارد - همه چیزهایی که با زمان ترکیب می شوند.

مربی که واقعاً به نتیجه شما اهمیت می دهد از شما می پرسد که آیا اکنون زمان مناسبی است یا نه فقط اینکه آیا کارآفرینی راه درستی است یا خیر. راه اندازی یک کسب و کار در حالی که بدهی قابل توجهی دارید، عبور از یک بحران سلامت شخصی، یا نداشتن دانش پایه در صنعت، شما را شجاع نمی کند - این شانس را بدتر می کند. انتظار برای بهبود شرایط، شکست نیست. این یک استراتژی است.

به طور مشابه، نوع کسب و کاری که راه اندازی می کنید به همان اندازه که تصمیم برای راه اندازی آن مهم است. کسب‌وکارهای مبتنی بر خدمات، پلت‌فرم‌های SaaS، تجارت الکترونیک و شیوه‌های مشاوره، همگی دارای پروفایل‌های ریسک، سرمایه مورد نیاز و تقاضاهای عملیاتی متفاوتی هستند. مربی ای که همه اینها را تحت عنوان "کارآفرینی" جمع می کند و بدون توجه به آن توصیه های مشابهی به شما می کند، کار خود را انجام نمی دهد. ویژگی راهنما باید با ویژگی موقعیت مطابقت داشته باشد.

چگونه یک مربی پیدا کنید که حقیقت را به شما بگوید

بازار مربیگری در دهه گذشته منفجر شده است. شتاب‌دهنده‌های پولی، انکوباتورهای استارت‌آپ، برنامه‌های همگروهی آنلاین، و هزاران مربی خودخوانده وجود دارند که چارچوب‌های «ذهنیت کارآفرین» را برای هزینه‌های اشتراک ماهانه ارائه می‌کنند. مشکل این است که بسیاری از این ساختارها انگیزه مالی برای تشویق مشارکت شما دارند، نه برای ارزیابی تناسب اندام شما. شتاب‌دهنده‌ای که به نیمی از متقاضیان خود می‌گوید در مشاغل روزانه خود بمانند، مدل کسب‌وکار بسیار متفاوتی با مدلی دارد که همه افرادی را که می‌توانند هزینه برنامه را بپردازند، می‌پذیرد.

این بدان معنا نیست که برنامه‌های رسمی فاقد ارزش هستند - بسیاری از شتاب‌دهنده‌ها نتایج فوق‌العاده‌ای را برای افراد مناسب ایجاد می‌کنند. این بدان معنی است که شما باید نسبت به هر محیط مربیگری که هرگز عقب نشینی نمی کند شک داشته باشید. به دنبال مشاورانی باشید که به طور عمومی شکست خورده اند و دوباره ساخته شده اند. به دنبال افرادی باشید که از نظر اندازه و صنعت، مشاغلی مشابه شما را اداره کرده اند، نه فقط افرادی که برندهای معروفی را در بازارهای مختلف ساخته اند. و به طور خاص به دنبال مربیانی باشید که از شما در مورد امور مالی شخصی، روابط و روابط روانی شما با عدم اطمینان سؤال می کنند - زیرا این مکالمات بیشتر از هر بررسی طرح تجاری، آمادگی شما را نشان می دهد.

  1. جستجوی تجربه به جای شهرت: مربیانی با تجربه عملیاتی مرتبط پیدا کنید، نه فقط داستان‌های اصلی قانع‌کننده.
  2. دعوت از سؤالات سخت: صریحاً از مربی خود بخواهید که به جای تأیید کردن، مفروضات شما را به چالش بکشد.
  3. شورای خود را متنوع کنید: یک مربی یک زاویه را می بیند. سه مربی تصویر کامل را می بینند.
  4. مشوق های آنها را حسابرسی کنید: آیا مربی شما از تصمیم شما برای شروع، صرف نظر از نتیجه، سود می برد؟
  5. به دنبال تطبیق الگو باشید: مفیدترین مربیان قبلاً نوع خاصی از موقعیت شما را دیده‌اند.

ایجاد کسب و کار متناسب با آنچه در واقع هستید

اگر تصمیم دارید ایجاد کنید - پس از تفکر صادقانه، ورودی دقیق خارجی، و ارزیابی واضح از شرایط خود - پس هدف این است که کسب و کاری بسازید که به جای مبارزه با محدودیت های طبیعی شما، از نقاط قوت واقعی شما استفاده کند. انعطاف‌پذیرترین شرکت‌ها توسط بنیان‌گذارانی ساخته می‌شوند که ضعف‌های خود را از طریق سیستم‌ها و افراد جبران می‌کنند و نه تنها از طریق اراده.

این جایی است که زیرساخت عملیاتی یک کسب و کار به اندازه چشم انداز تاسیس اهمیت پیدا می کند. کارآفرینانی که در مراحل اولیه روی ابزارهایی سرمایه گذاری می کنند که مسئولیت پذیری را خودکار می کند - ردیابی روابط مشتری، نظارت بر جریان نقدی، مدیریت عملکرد تیم و تجزیه و تحلیل معیارهای رشد - خود را آزاد می کنند تا روی کاری تمرکز کنند که در واقع به قضاوت منحصر به فرد آنها نیاز دارد. به عنوان مثال، Mewayz دقیقاً برای این نوع بنیانگذار وجود دارد: صاحب کسب و کاری که 207 قابلیت عملیاتی یکپارچه را بدون پیچیدگی پیوند ده ها اشتراک نرم افزار قطع شده می خواهد. در بین 138000 کاربر در سراسر جهان، الگوی ثابت واضح است - بنیانگذارانی که زنده می مانند و مقیاس می یابند، کسانی هستند که اهرم عملیاتی را زودتر ایجاد می کنند نه اینکه به طور نامحدود بر خروجی فردی قهرمانانه تکیه کنند.

بهترین کاری که یک مربی می تواند انجام دهد این است که به شما کمک کند تفاوت بین کسب و کاری که مناسب شماست و کسب و کاری که صرفاً شما را هیجان زده می کند را درک کنید. تولید هیجان آسان است. تناسب از طریق خودآزمایی صادقانه به دست می آید، و این پایه و اساس هر چیز بادوامی است که ساخته می شود. همه نباید کارآفرین باشند. اما آنهایی که باید - که واقعاً تمایل، زمان و ساختار موفقیت را دارند - شایسته مربیانی هستند که به اندازه کافی صادق باشند تا به آنها کمک کنند تا این موضوع را پیدا کنند.

سوالات متداول

چگونه بفهمم که آیا کارآفرینی واقعاً برای من مناسب است؟

یک مربی خوب به شما کمک می کند تا قبل از ترک شغل، میزان تحمل ریسک، باند مالی و انگیزه های واقعی خود را ارزیابی کنید. از خود بپرسید که آیا مشکل خاصی را که می خواهید حل کنید هدایت می کنید یا صرفاً میل به فرار از وضعیت فعلی خود دارید. فرار یک مدل کسب و کار نیست. خودارزیابی صادقانه - به طور ایده آل توسط شخصی که خودش سفر را هدایت کرده است - اولین گام حیاتی است.

در واقع یک مربی چه چیزی را به شما می گوید که دوره های آنلاین نمی دهند؟

مربیها حقیقت ناراحت کننده ای را به شما می دهند که متناسب با موقعیت خاص شماست. آنها شاهد شکست کسب و کارهای واقعی بوده اند و علائم هشدار دهنده را می دانند. محتوای آنلاین برای تعامل بهینه شده است، نه دقت - به ندرت هزینه کامل ساخت یک شرکت را نشان می دهد. مربی ای که چیزی واقعی ساخته است، مفروضات شما را به چالش می کشد، مدل کسب و کار شما را مورد آزمایش قرار می دهد و به شما می گوید که چه زمانی ایده شما به کار بیشتری نیاز دارد قبل از اینکه همه چیز را به خطر بیندازید.

آیا ابزارهای قانونی وجود دارد که راه اندازی یک کسب و کار را برای مبتدیان واقعی تر می کند؟

بله - پلتفرم‌های ساختاریافته می‌توانند به میزان قابل توجهی منحنی یادگیری را کاهش دهند. به عنوان مثال، Mewayz یک سیستم عامل تجاری 207 ماژول است که در app.mewayz.com با قیمت 19 دلار در ماه موجود است که پایه های عملیاتی را پوشش می دهد که اکثر بنیانگذاران اولین بار فاقد آن هستند. اما حتی بهترین ابزار نیز جایگزین قضاوت شفاف در مورد اینکه آیا مسیر کارآفرینی با شرایط زندگی، شخصیت و اهداف بلندمدت شما در این لحظه خاص مطابقت دارد یا خیر.

آیا این اشتباه است که تصمیم بگیرید کارآفرینی راه درستی برای شما نیست؟

مطلقاً نه - و هر مربی که ارزش گوش دادن را داشته باشد همین را به شما خواهد گفت. انتخاب شغلی با ثبات و با جبران خوب که با نقاط قوت شما همسو باشد، یک استراتژی زندگی مشروع و اغلب برتر است. فشار فرهنگی برای "ساختن چیز خودت" رنج های غیرضروری عظیمی را ایجاد کرده است. شناخت کافی از خود برای برقراری تماس مناسب، خود نوعی هوش استراتژیک است، نه عقب نشینی از جاه طلبی.