Design

شهر نیویورک برای سرعت بخشیدن به برف روبی گذرگاه ها را برچسب گذاری جغرافیایی می کند

DSNY در مقابل 100000 ایستگاه اتوبوس و راهروهای برفی. در حالی که برف در مقابل ایستگاه های اتوبوس و شیر آتش نشانی در طول دومین طوفان زمستانی سال نیویورک انباشته شده است، کارگران شهری سعی کرده اند قبل از اینکه برف به یخ تبدیل شود، سریع حرکت کنند تا آن را از بین ببرند. یک ابزار داخلی جدید ردیابی آن کار را آسان تر می کند...

1 min read Via www.fastcompany.com

Mewayz Team

Editorial Team

Design

وقتی 100000 مکان به یک نقشه واحد قابل مدیریت تبدیل می‌شوند

هر زمستان، شهر نیویورک یک جنگ آرام علیه یخ به راه می اندازد. نه عملیات کولاک‌زدایی چشمگیر که اخبار عصر را می‌سازد - بلکه نبرد آهسته‌تر و خطرناک‌تر در برابر برف انباشته‌ای که جلوی ایستگاه‌های اتوبوس می‌نشیند، گذرگاه‌های پیاده را مسدود می‌کند، و شیرهای آتش نشانی را در زیر تخته‌های یخ‌زده فرو می‌برد که امدادگران اورژانس نمی‌توانند به موقع به آنها دسترسی پیدا کنند. برای سال‌ها، اداره بهداشت شهر (DSNY) این چالش را به روشی مدیریت کرد که اکثر سازمان‌های بزرگ عملیات توزیع شده را مدیریت می‌کنند: از طریق تماس‌های رادیویی، صفحات گسترده و حافظه سازمانی. سپس آنها یک سیستم موقعیت جغرافیایی ساختند که همه چیز را تغییر داد.

ابزار برچسب‌گذاری جغرافیایی داخلی جدید نیویورک، مختصات دقیقی را به بیش از 100000 نقطه خدمات فردی - گذرگاه‌ها، ایستگاه‌های اتوبوس، خوشه‌های شیر آتش نشانی و راهروهای عابر پیاده - در هر پنج بخش اختصاص می‌دهد. کارگران اکنون می توانند پاکسازی های کامل شده را در زمان واقعی ثبت کنند، توزیع کنندگان می توانند تشخیص دهند که کدام مناطق بدون سرویس باقی می مانند، و سرپرستان می توانند خدمه را قبل از اینکه سخت شدن برف به یک مسئولیت تبدیل شود، هدایت کنند. چیزی که شبیه به‌روزرسانی لجستیکی به نظر می‌رسد در واقع چیزی عمیق‌تر است: این شهر این است که داده‌های عملیاتی خود را به‌عنوان یک دارایی زنده و قابل پرس‌وجو به جای یک رکورد ثابت در نظر می‌گیرد.

پیامدها بسیار فراتر از برف روب ها است. اصل اساسی - اینکه بدانید دقیقا در کجا کار شما در حال انجام است، در زمان واقعی، نتایج فوق‌العاده بهتری ایجاد می‌کند - یکی از مواردی است که سازمان‌ها در هر اندازه شروع به اعمال آن در عملیات خود کرده‌اند.

هزینه پنهان نابینایی عملیاتی

قبل از سیستم برچسب‌گذاری جغرافیایی، ناظران DSNY که برف‌کشی را در ناحیه‌ای مانند بروکلین - محل زندگی تقریباً 2.6 میلیون نفر و صدها مایل خیابان - مدیریت می‌کردند، اساساً از اطلاعات ناقص کار می‌کردند. خدمه ممکن است گزارش دهند که یک مسیر را به پایان رسانده اند، اما اینکه آیا این شامل گذرگاه عابر پیاده در مدرسه در خیابان فلت بوش یا پناهگاه ایستگاه اتوبوس در خارج از بیمارستان در خیابان آتلانتیک می شود، اغلب نامشخص بود. پیگیری تماس های تلفنی مورد نیاز تأیید رانندگی لازم است. پاسخگویی در شکایات سنجیده شد، نه مختصات.

این فقط مختص دولت شهرداری نیست. یک شرکت لجستیک که 50 تکنسین میدانی را اعزام می کند با همین مشکل روبرو است. یک شرکت خدمات نظافتی که 200 قرارداد هتل را مدیریت می کند در همان مه فعالیت می کند. یک عملیات مدیریت ناوگان که وسایل نقلیه را در چندین انبار هماهنگ می‌کند، با یک سوال اساسی مواجه است: کار دقیقاً کجاست و آیا انجام شده است؟ هزینه این نابینایی قابل اندازه‌گیری است - در نیروی کار هدر رفته، در تلاش مضاعف، در اصطکاک مدیریت واکنشی.

تحقیقات مک کینزی نشان می‌دهد که تیم‌های عملیات میدانی بین 20 تا 30 درصد از زمان خود را صرف هماهنگی سربار می‌کنند - تماس‌هایی برای تأیید وضعیت، ایمیل‌هایی برای تأیید تکمیل، ورود دستی داده‌ها که به مدیران می‌گوید ساعاتی پس از وقوع آن چه اتفاقی افتاده است. برچسب گذاری جغرافیایی فقط برف روبی را تسریع نمی کند. این تاخیر بین عمل و آگاهی را از ساعت به ثانیه کاهش می دهد.

داده های مکان به عنوان اطلاعات عملیاتی

تمایز بین ردیابی مکان و اطلاعات موقعیت مکانی ارزش توجه دارد. ردیابی به شما می گوید که اوضاع کجاست. هوش به شما می گوید که چه معنایی دارد و باید در مورد آن چه کاری انجام دهید. سیستم برچسب‌گذاری جغرافیایی نیویورک فقط حضور یک کارگر در یک تقاطع خاص را ثبت نمی‌کند - آن حضور را به یک صف کار، یک ردیف اولویت، و یک وضعیت تکمیل متصل می‌کند که داشبورد زنده قابل مشاهده برای کل زنجیره ارسال را به‌روزرسانی می‌کند.

این معماری آنچه را که کسب‌وکارهای مترقی در نرم‌افزار عملیات میدانی خود ایجاد می‌کنند منعکس می‌کند. هنگامی که یک رویداد تکمیل سرویس به مختصات GPS، مهر زمانی، شناسه کارگر و طبقه‌بندی شغل گره می‌خورد، دیگر یک رکورد لجستیکی نیست و به یک نقطه داده در یک الگو تبدیل می‌شود. در طول یک فصل زمستان، DSNY می‌تواند تشخیص دهد که کدام راهروها به‌طور مداوم پاک می‌شوند، کدام مسیرهای خدمه به‌طور ناکارآمد سفارش داده شده‌اند، و کدام خوشه‌های جغرافیایی بیشترین شکایات را ایجاد می‌کنند. این اطلاعات عملیاتی پیش‌بینی‌کننده است که از رویدادهای مکان‌یابی ساده ایجاد شده است.

"سازمان‌هایی که در دهه آینده عملکرد بهتری از همتایان خود خواهند داشت، آنهایی نیستند که بیشترین کارگر را دارند - آنها کسانی هستند که می‌توانند دقیقاً آنچه را که هر کارگر انجام داده است، در زمان واقعی ببینند و از آن داده‌ها برای هوشمندتر کردن استقرار بعدی از گذشته استفاده کنند."

برای کسب‌وکارهایی که تیم‌های توزیع‌شده را مدیریت می‌کنند، این فرضی نیست. یک شرکت مدیریت تسهیلات که بازرسی‌های تکمیل‌شده را برچسب‌گذاری جغرافیایی می‌کند، می‌تواند تراکم خدمات خود را در برابر بلیط‌های شکایت ترسیم کند و شکاف‌های پوششی را قبل از اینکه مشتریان متوجه شوند شناسایی کند. ارائه‌دهنده مراقبت‌های بهداشتی که بازدیدهای خانگی را مدیریت می‌کند، می‌تواند کارکنان مراقبت را در اواسط شیفت زمانی که یک بیمار با اولویت بالاتر از برنامه عقب می‌افتد، تغییر مسیر دهد. چه کار پاکسازی خط عابر پیاده یا سرویس دهی به سیستم تهویه مطبوع باشد، الگو یکسان است.

موقعیت جغرافیایی پنج روشی که عملیات توزیع شده را تغییر می دهد

مدل نیویورک آموزنده است زیرا به هوش مصنوعی پیشرفته یا زیرساخت های گران قیمت نیاز ندارد. این نیاز به جمع‌آوری منظم داده در نقطه عمل، متصل به سیستمی داشت که می‌توانست آن داده‌ها را به طور معنی‌داری نشان دهد. در اینجا بهبودهای عملیاتی اصلی است که موقعیت جغرافیایی برای هر سازمانی که کار توزیع شده را مدیریت می کند، امکان پذیر می کند:

  • مشاهده کامل شدن در زمان واقعی: مدیران دیگر نمی‌پرسند "آیا انجام شد؟" - آنها آن را انجام شده می بینند. به‌روزرسانی‌های وضعیت به‌طور خودکار هنگامی که یک کارگر یک کار دارای حصار جغرافیایی را ثبت می‌کند، به‌طور خودکار فعال می‌شود و هزینه‌های تأیید را به‌طور کامل حذف می‌کند.
  • تخصیص مجدد منابع پویا: وقتی مناطق با اولویت بالا از برنامه عقب می‌افتند، سرپرستان می‌توانند به جای اینکه منتظر گزارش‌های پایان نوبت برای آشکار کردن شکاف‌ها باشند، فوراً تیم‌های اطراف را هدایت کنند.
  • مسئولیت پذیری بدون مدیریت خرد: موقعیت جغرافیایی یک سابقه قابل تأیید از کار ایجاد می کند که از کارگران در برابر شکایات نادرست محافظت می کند و به مشتریان مدرک شفاف خدمات ارائه می دهد - هر دو طرف برنده می شوند.
  • برنامه‌ریزی مبتنی بر الگو: داده‌های موقعیت جغرافیایی تاریخی نشان می‌دهد که کدام مسیرها، مناطق یا انواع وظایف به طور مداوم عملکرد ضعیفی دارند، و مدیران را قادر می‌سازد تا قبل از تکرار مشکلات، زمان‌بندی‌ها را دوباره طراحی کنند.
  • مستندات انطباق و ایمنی: در صنایع تحت نظارت، رویدادهای مکان جغرافیایی دارای مهر زمانی به عنوان سوابق آماده ممیزی بدون مدارک اضافی عمل می‌کنند - یک ویژگی بسیار ارزشمند در مراقبت‌های بهداشتی، خدمات غذایی، و حمل‌ونقل.
  • پنجره‌های تعمیر و نگهداری پیش‌بینی‌کننده: وقتی مکان‌های دارایی (اتوبوس‌ها، شیرآلات، گذرگاه‌ها - یا تجهیزات، وسایل نقلیه، و دارایی‌ها) برچسب‌گذاری می‌شوند و با سابقه خدمات مرتبط می‌شوند، الگوهایی ظاهر می‌شوند که پیش‌بینی می‌کنند قبل از وقوع خرابی چه زمانی به تعمیر و نگهداری نیاز است.

هر یک از این بهبودها حلقه بازخورد بین فعالیت میدانی و تصمیم گیری مدیریت را فشرده می کند. در مورد DSNY، این فشرده‌سازی در تقاطع‌های یخی اندازه‌گیری می‌شود. برای کسب‌وکارها، با تمدید قراردادها، اجتناب از هزینه‌ها و حفظ مشتریان اندازه‌گیری می‌شود.

مقیاس‌سازی درس: آنچه کسب‌وکارها می‌توانند در حال حاضر بسازند

نیویورک منابع لازم برای ساخت یک ابزار داخلی سفارشی را داشت. اکثر کسب و کارها این کار را نمی کنند - و نیازی به این کار ندارند. زیرساخت عملیات آگاه از موقعیت مکانی در حال حاضر در پلتفرم‌های مدیریت کسب‌وکار مدرن وجود دارد که برنامه‌ریزی، ارسال میدانی، داده‌های CRM و گزارش‌های بی‌درنگ را در یک تصویر عملیاتی یکپارچه ادغام می‌کند.

پلتفرم‌هایی مانند Mewayz به‌طور خاص برای نوع پیچیدگی عملیاتی که کسب‌وکارهای توزیع‌شده با آن مواجه هستند ساخته شده‌اند. Mewayz با استفاده از ماژول‌های مدیریت ناوگان، زمان‌بندی منابع انسانی، CRM و تجزیه و تحلیل، به سازمان‌ها اجازه می‌دهد تا نقطه‌ها را بین جایی که افرادشان در آن هستند، کاری که انجام می‌دهند و معنای آن برای روابط مشتری و عملکرد تجاری مرتبط کنند. یک شرکت خدمات صحرایی که از Mewayz استفاده می‌کند، می‌تواند کار تکمیل‌شده یک تکنسین را به فاکتور مشتری، یادداشت رضایت مشتری و سابقه تعمیر و نگهداری ناوگان مرتبط کند - همه از یک رویداد عملیاتی. این معادل کاری است که نیویورک برای برف روب‌ها ساخته است: یک سیستم واحد که در آن فعالیت‌های میدانی به هوش تجاری عملی تبدیل می‌شود.

💡 DID YOU KNOW?

Mewayz replaces 8+ business tools in one platform

CRM · Invoicing · HR · Projects · Booking · eCommerce · POS · Analytics. Free forever plan available.

Start Free →

138000 کسب‌وکار و اپراتور در حال حاضر از Mewayz استفاده می‌کنند، از مشاوران انفرادی که برنامه‌های رزرو را مدیریت می‌کنند تا شرکت‌های متوسط که ده‌ها تیم میدانی را هماهنگ می‌کنند. چیزی که آن‌ها به اشتراک می‌گذارند این است که می‌دانند دید عملیاتی برای سازمان‌های بزرگ یک امر لوکس نیست - این یک نیاز رقابتی برای هر کسب‌وکاری است که در آن کار در خارج از یک دفتر واحد انجام می‌شود.

جنبه انسانی شفافیت عملیاتی

نسخه‌ای از این مکالمه وجود دارد که کاملاً بر افزایش کارایی تمرکز دارد و داستان مهم‌تر را از دست می‌دهد. سیستم برچسب‌گذاری جغرافیایی DSNY فقط به سرپرستان کمک نمی‌کند تا کارگران را ردیابی کنند، بلکه به کارگران کمک می‌کند تا تلاش خود را به طور دقیق نشان دهند. قبل از این سیستم، یک خدمه برف روب که بخش بسیار دشواری از راهروی عابر پیاده را پاکسازی کردند، هیچ راه قابل تاییدی برای اثبات آنچه که انجام داده‌اند نداشتند. پس از طوفان، تمام این تلاش ها برای هر کسی که شکایات یا سوابق خدمات را بررسی می کند نامرئی خواهد بود.

شفافیت عملیاتی، زمانی که به طور متفکرانه اجرا شود، در واقع یک عمل عادلانه است. کارگرانی که وظایف سخت و وقت گیر را در شرایط چالش برانگیز انجام می دهند، سزاوار سیستم های شناسایی هستند که می توانند کار آنها را ببینند. مشتریانی که برای خدمات قابل اعتماد پرداخت می کنند، سزاوار تأیید انجام آن هستند. مدیرانی که نیاز به ایجاد برنامه های دقیق دارند، شایسته داده هایی هستند که واقعیت را منعکس کند، نه حافظه. چه در حال مدیریت کارکنان سرویس بهداشتی در ماه فوریه یا مدیریت یک تیم فروش میدانی در چندین منطقه باشید، همین اصل اعمال می‌شود.

برای رهبران کسب و کار که به اجرای عملیات آگاه از مکان فکر می کنند، این بعد انسانی بسیار مهم است. سیستم هایی که کار را قابل مشاهده می کنند باید به گونه ای طراحی شوند که از کرامت و استقلال کارگران محافظت کنند، نه اینکه آن را از بین ببرند. هدف، پاسخگویی در قبال نتایج است، نه نظارت به خاطر خود. مؤثرترین سیستم‌های عملیاتی - چه در دولت شهری و چه در شرکت‌های خصوصی - سیستم‌هایی هستند که کارگران به طور فعال با آن‌ها درگیر می‌شوند زیرا کار را شفاف‌تر و منصفانه‌تر می‌کنند، نه سخت‌تر و استرس‌زاتر.

شهرهای هوشمند به عنوان طرحی برای عملیات هوشمند

ابتکار برچسب‌گذاری جغرافیایی عابر پیاده در شهر نیویورک بخشی از یک روند گسترده‌تر اطلاعات شهری است که از اواسط دهه 2010 سرعت گرفته است. حمل و نقل لندن برای لندن از برچسب گذاری دارایی بلادرنگ برای کاهش 23 درصدی زمان پاسخگویی به تعمیر و نگهداری در مترو استفاده کرده است. زیرساخت شهر هوشمند سنگاپور 110000 نقطه داده را در سراسر شبکه جاده ای خود به طور مداوم نظارت می کند. پروژه آرایه اشیاء شیکاگو حسگرهایی را در مبلمان خیابان تعبیه کرد تا همه چیز را از کیفیت هوا گرفته تا ازدحام عابران پیاده را ردیابی کند.

این ابتکارات معماری مشترکی دارند: جمع‌آوری داده‌های دانه‌ای در نقطه فعالیت، متصل به سیستمی که الگوها را نشان می‌دهد و تصمیم‌گیری سریع‌تر را امکان‌پذیر می‌سازد. مقیاس شهری است، اما منطق جهانی است. یک رستوران زنجیره‌ای که 40 مکان را مدیریت می‌کند، یک شرکت ساختمانی که 15 محل کار فعال را هماهنگ می‌کند، یک شبکه مراقبت‌های بهداشتی که بر 200 دستیار بهداشتی در خانه نظارت می‌کند - هر یک از این سازمان‌ها به روش خود، یک شهر هوشمند کوچک را اداره می‌کنند.

سازمان‌هایی که از آنچه دولت‌های شهری می‌سازند یاد می‌گیرند - و آن درس‌ها را در ساختارهای عملیاتی خود به کار می‌گیرند - خود را با مزیت رقابتی واقعی و بادوام خواهند دید. اطلاعات عملیاتی بی‌درنگ ارائه نمی‌شود. برای چابک ترین کسب و کارها، از قبل اینجاست. سؤال دیگر این نیست که آیا سیستم‌هایی بسازید که بتوانند کار شما را همانطور که اتفاق می‌افتد ببینند، بلکه این است که چقدر سریع می‌توانید قبل از اینکه شکاف بین شما و رقبایتان به چیزی دائمی افزایش یابد، به آنجا برسید.

از عابر پیاده تا مزیت رقابتی

به راحتی می‌توان به داستانی در مورد کارگران شهری که برچسب‌گذاری جغرافیایی روی عابر پیاده می‌زنند نگاه کرد و آن را تحت «فناوری جالب شهرداری» ثبت کرد. اما چارچوب مفیدتر این است: شهر نیویورک در مقیاسی عظیم، همان مشکل اساسی را حل می کند که هر عملیات توزیع شده با آن مواجه است. کار در میدان اتفاق می افتد. مدیران در ادارات می نشینند. فاصله بین این دو واقعیت هر روز هزینه، زمان، پول و کیفیت دارد.

راه حل جادو نیست. این ضبط داده های ساختار یافته در لحظه اقدام است که به سیستمی متصل می شود که رویدادهای فردی را به الگوهای عملیاتی تبدیل می کند. DSNY نیازی به اختراع مجدد زمستان نداشت. آنها نیاز داشتند که آن را واضح تر ببینند. کسب‌وکارهایی که همان طرز فکر را اتخاذ می‌کنند - و ابزارهایی را می‌سازند که از آن پشتیبانی می‌کنند یا روی آن سرمایه‌گذاری می‌کنند - متوجه خواهند شد که عملیات آنها به طور مشابه واضح‌تر، سریع‌تر و پاسخگوتر به جهان می‌شود، همانطور که در واقع هست، نه آن‌طور که سه روز پیش در صفحه‌گسترده‌ای که کسی نمی‌خواست به‌روزرسانی کند گزارش شد.

چه در حال مدیریت برف روبی برای 8 میلیون نیویورکی باشید یا یک کسب و کار خدمات منطقه ای را با یک تیم 20 نفره اداره کنید، این اصل پابرجاست. دید سربار نیست. این پایه‌ای است که هر تصمیم عملیاتی خوب روی آن گرفته می‌شود.

سوالات متداول

سیستم برچسب‌گذاری جغرافیایی نیویورک برای گذرگاه‌ها واقعاً چگونه کار می‌کند؟

دپارتمان بهداشت مختصات GPS را به تقریباً 100000 مکان خاص اختصاص می‌دهد - گذرگاه‌ها، ایستگاه‌های اتوبوس و شیر آتش نشانی - ایجاد یک نقشه دیجیتال یکپارچه. دیسپچرها وضعیت هر سایت را در زمان واقعی نظارت می کنند و خدمه گاوآهن و نمک را به جای تکیه بر مسیرهای وسیع خیابان به خیابان به مناطق مشکل دار دقیق هدایت می کنند. این تغییر از هماهنگی رادیویی دستی به ارسال مبتنی بر داده به طور قابل توجهی زمان پاسخگویی را در طوفان های زمستانی کاهش می دهد.

چرا گذرگاه‌ها و ایستگاه‌های اتوبوس بر پاکسازی عمومی خیابان اولویت دارند؟

در حالی که شخم زدن جاده‌های اصلی ضروری است، گذرگاه‌ها و ایستگاه‌های اتوبوس محل‌هایی هستند که عابران پیاده در برابر آسیب‌های ناشی از یخبندان آسیب‌پذیرتر هستند. برف انباشته شده در این مکان ها نسبت به انسداد مسیرهای باز بیش از حد مورد توجه قرار نمی گیرد. شیرهای آتش نشانی مدفون در زیر یخ نیز خطرات ایمنی حیاتی دارند و واکنش اضطراری را به تاخیر می اندازند. برچسب گذاری جغرافیایی این نقاط خاص تضمین می کند که نقاط پرخطر به جای نادیده گرفته شدن در عملیات پاکسازی در مقیاس بزرگ، توجه هدفمند را جلب می کنند.

آیا شهرهای دیگر می‌توانند سیستم‌های مدیریت زیرساخت مبتنی بر مکان مشابه را اتخاذ کنند؟

بله - فناوری اساسی مقیاس پذیر است و منحصر به نیویورک نیست. هر شهرداری می‌تواند زیرساخت‌های حیاتی را با استفاده از پلتفرم‌های GIS موجود و ابزارهای اعزام مبتنی بر نقشه، برچسب‌گذاری جغرافیایی کند. چالش واقعی سازمانی است: ادغام داده های عملیات در یک داشبورد واحد به جای صفحات گسترده تکه تکه و گزارش های رادیویی. کسب‌وکارهایی که دارایی‌های توزیع‌شده را مدیریت می‌کنند با همین مشکل روبرو هستند، به همین دلیل است که پلتفرم‌هایی مانند Mewayz - یک سیستم‌عامل تجاری ۲۰۷ ماژول که از ۱۹ دلار در ماه در app.mewayz.com شروع می‌شود - ابزارهای عملیاتی متمرکزی را ارائه می‌کنند که دقیقاً برای این نوع مدیریت چند مکان ساخته شده‌اند.

آیا برچسب‌گذاری جغرافیایی مسئولیت‌پذیری خدمه سرویس بهداشتی را بهبود می‌بخشد؟

کاملاً. وقتی هر مکان دارای یک برچسب جغرافیایی منحصر به فرد باشد، ناظران می‌توانند بررسی کنند که کدام سایت‌ها و چه زمانی سرویس‌دهی شده‌اند - جایگزینی با حدس و گمان و بررسی‌های رادیویی با یک دنباله ممیزی مهر زمانی. این نوع پاسخگویی با برچسب مکان به طور فزاینده ای در مدیریت عملیات میدانی رایج است. این نشان می‌دهد که چگونه پلت‌فرم‌های کسب‌وکار مدرن، تکمیل وظایف را در بخش‌ها پیگیری می‌کنند، و به مدیران تصویر عملیاتی واضحی را بدون مدیریت خرد کارگران در محل می‌دهد.